0

نفرت و عشق

اشو

*

نفرت میل به جدایی و دور شدن است و عشق میل به یکی شدن و نردیک بودن.

هرگاه نفرت وجودتان را فرا می‌گیرد، دوست دارید از فرد مورد علاقه‌ی خود دور باشید.

در زندگی عادی، لازمه‌ی نزدیک شدن دوباره، همین دور شدن است.

درست مثل غذا خوردن؛ هنگامی که گرسنه هستید، غذا می خورید

و وقتی سیر شدید، دست از غذا می کشید. عشق نیز مانند غذا است؛

غذایی بسیار ظریف در واقع ما با عشق تغذیه می شویم.

هنگامی که به شخصی عشق می ورزید،

عشق تان سبب می شود این نیاز گرسنگیِ ظریف ارضا شود

و از بین برود. سپس ناگهان احساس رضایت و سیری می‌کنید

و این میل در شما بوجود می‌آید که از او جدا شوید و دور بمانید،

ولی وقتی دوباره احساس گرسنگی کنید،

دوست خواهید داشت به معشوق‌تان نزدیک شوید،

به یکدیگر محبت بورزید و با هم یکی شوید

عشق سکه‌ای است با دو رو

که یک روی آن نیاز و گرسنگی است و روی دیگرش رضایت و سیری

در واقع رضایت و سیر بودن را با نفرت اشتباه می گیرید.

هر گاه متوجه شوید که نفرت در حقیقت فرصتی است که به خودتان می‌دهید

تا دوباره احساس نیاز و گرسنگی کنید،

نه تنها نفرت‌تان بخشی از عشق‌تان خواهد شد، بلکه آن را تقویت نیز می‌کند

در این صورت عصبانیت نیز بخشی از مهربانی‌تان می شود و آن را تقویت می کند.

مهربانی‌ای که عصبانیتی در آن وجود نداشته باشد توخالی و یک بعدی است

و انرژی‌ای در آن وجود ندارد. عشق بدون نفرت کاملاً بی‌رنگ و بوست

در این صورت ازدواج مثل زندانی خواهد بود که گرفتارش می شوید

و رهایی آن امکانپذیر نیست؛ ولی در عشقی که با تنفر همراه است

نوعی آزادی و رهایی وجود دارد که به آن رنگ و بو می‌دهد

در زندگی های شما طلاق متاسفانه به این دلیل رخ می دهد

که هر روز آن را به تاخیر  می اندازید.

شما طلاق و جدایی را هر روز به تعویق می‌اندازید

و مشکلات آن قدر روی هم انباشته می شود

که ناگهان روزی ازدواج و زندگی مشترک را کاملاً نابود می کند.

راه چاره این است که هر روز همسرتان را طلاق دهید و دوباره ازدواج کنید

درست مثل شب و روز، گرسنگی و سیری، تابستان و زمستان

و مرگ و زندگی که پیوسته در حال تغییرند و این تغییر ریتم خاص خودش را دارد

هنگامی که عشق می ورزید، کامل عشق بورزید

و هنگامی که متنفر هستید، کامل نفرت داشته باشید

و ناگهان زیبایی هر دو را درک خواهید کرد.

زیبایی همیشه در کامل بودن است.

نفرت کامل درست مثل عشق کامل زیبایی خودش را دارد.

عصبانیت کامل هم مانند مهربانی کامل زیباست.

عصبانیت به تنهایی، و نفرت به تنهایی هر دو زشت هستند

زندگی همواره در تغییر است

و هر چه این تغییر را بهتر درک و قبول کنید

متوجه می شوید که نفرت هرگز در مقابل عشق نیست،

بلکه عشق را کامل می کند.

درست همان طور که استراحت نقطه مقابل تلاش نیست،

بلکه کامل کننده آن است و شب ضد روز نیست، بلکه روز را تکمیل می کند

از نفرت می ترسید چون که تا کنون حقیقتاً عشق نورزیده‌اید.

می‌ترسید، چون عشق تان به اندازه‌ی کافی قدرت ندارد

و ممکن است نفرت آن را نابود کند.

هنوز مطمئن نیستید آیا تا کنون واقعاً عشق ورزیده‌اید یا نه

و به همین دلیل است که این قدر از نفرت می ترسید

نفرت عشق رانابود نمی کند، بلکه یکنواختی آن را از بین می برد.

در واقع نفرت عشق را پالایش و تمیز می کند.

اگر این نکته را درک کنید حتی از نفرت سپاس‌گزارخواهید بود.

در این صورت هیچ چیزی نمی تواند عشق‌تان را نابود کند

و ریشه‌های عشق عمیق خواهند شد

زندگی پدیده‌ای دوگانه در تضاد با یک دیگر نیست،

بلکه کلیتی یگانه و کامل است؛ فقط باید هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد.

اگر اجازه بدهید هر چیزی در جای درست خود قرار بگیرد،

متوجه خواهید شد زندگی کلیتی زیبا و دوست داشتنی است

به نظر من دنیایی که در آن نفرت وجود نداشته باشد،

مرده و خسته کننده است. ممکن است این دنیا شیرین باشد،

ولی شیرینی آن به قدری زیاد است که دل را می زند

و شما را به جستجوی چیزی شور وا می دارد

اشو

برگردان از فرشید قهرمانی

*

osho.com

*

منبع عکس:

facebook.com

از صفحه

Siavash Jahanshahi

*

ترکیب عکس و نوشته از راگو

*

دیدگاه‌ها (0)

Trackback URL | Comments RSS Feed

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.