دلیل اول ترس
اشو
***
دلایل متعددی برای ترس وجود دارد. اولین دلیل این است که ما هنگام تولد به دنیایی قدم میگذاریم که هیچ از آن نمیدانیم. هنوز آن نُه ماه امنیت کامل در شکم مادر را فراموش نکردهایم؛ نُه ماهی که در آن نه مشکلی داشتیم، نه مسئولیتی و نه نگرانیای. کودک آن نُه ماه را یک عمر میداند. او چیزی از تقویم و روز و ساعت و دقیقه نمیداند و یک عمر را بدون هرگونه مسئولیتی در امنیت کامل سپری میکند. سپس ناگهان به دنیایی ناشناخته وارد میشود که برای هر چیزی، به دیگران وابسته است. بنابراین طبیعیاست که بترسد. همه از او بزرگتر و قویترند و او بدون کمک دیگران نمیتواند زندگی کند. او میداند که وابسته است و امنیتش را از دست داده.
در تاریخ آمده که ناپلئون بناپارت را نلسون شکست داد، اما حقیقت این است که اتفاقی که در کودکی ناپلئون افتادهبود موجب شکستش شد. هنگامی که ناپلئو ن شش ماهه بود گربهای روی او پرید و ناپلئون نزدیک بود از ترس زهرهترک شود. برای ذهن کودکی ششماهه، این تجربه چیزی از مرگ کم ندارد. از آن زمان به بعد ناپلئون با وجود شجاعتی مثالزدنی، از گربه میترسید. جالب است که او با دیدن گربهها از ترس خشکش میزد و مانند کودکی ششماهه وحشتزده میشد. در چشم کودک ششماهه گربهای گوچک حیوانی عظیمالجثه به نظر میرسد که مقابله با آن غیرممکن است. نلسون از این اتفاق خبر داشت و در آخرین نبردش با ناپلئون، هفتاد گربه پیشاپیش سپاهش حرکت میکردند.
کودک ضعیف، ناخوداگاه شروع می کند به شکل دادن سپری دفاعی؛ برای مثال هنگامی که از تنها خوابیدن در تاریکی میترسد، عروسکی را با خودش به رختخواب میبرد و همه گمان میکنند آن فقط یک اسباببازی سادهاست. بزرگسالان هم از این عروسکها دارند و از آنها به عنوان سپر دفاعی استفاده میکنند.
زندگی بدون این سپرها چگونه خواهد بود؟ بدون ترس، زندگی از روی محبت و دوست داشتن است. فرد بالغ و خردمند خود را از هرچیز که با ترس مربوط میشود جدا میکند
باورها و رفتارهای خود را آگاهانه مشاهده کنید. دقت کنید که آیا آنها از ترس نشات میگیرند یا از واقعیت. بیدرنگ هر چه را در ترس ریشه دارد، رها کنید. ما در ترس زندگی میکنیم و به همین دلیل تجربیاتمان مسموم است. از ترس عاشق کسی هستیم و همین دوست داشتنمان را مسموم میکند.
هرکاری میکنی بدان که با ترس، رشد کردن غیرممکن است. ترس به نفع مرگ کار میکند. رها کردن ترس یعنی انداختن سپرهایی که دربارهاش حرف زدیم. ترس را از کودکی بهشکل ناخودآگاه همراه خود این طرف و آن طرف میبری. آگاهانه آن را زمین بینداز و رشد کن.
اشو
Osho
برگردان از فرشید قهرمانی
*
منبع عکس:
facebook.com
از صفحه
Amrit-Vismay
*





درختی که به آسمان رسید
کز دریا برانگیزان غبار
سکوت آواتار
آنکه به خود عشق میورزد
مدی تیشن زن و مرد